تبلیغات
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • .:: روستای پیروز -پری::. - آداب تحویل سال نو
    لطفا در بخش نظرات ،نظر و انتقاد خودتان را مطرح فرمائید
    حدیث موضوعی

    مرتبه
    تاریخ : شنبه 17 مرداد 1394

    میخواهم کمی در مورد وضعیت مردم و در ضمن آمادگی برای عید نوروز در  پری بنویسم ، البته عید گذشته و نوروز هم ، ولی بقول عرفا هرروز که در آن معصیتی نکنی و یا هر روز که دلی را شاد کنی عید است ...

    نزدیک عید که میشده اول به نظافت و تمیز کردن منزل مشغول میشدند و البته قبلش با درست کردن گل و کاه گل خرابیها و ضایعاتی که براثر بارندگیها بوجود آمده را ترمیم میکردند و در این کارها زن و مرد و کوچک و بزرگ همکاری میکردند بعد برای رنگ کردن اتاقها چیزی شبیه گل گیوه (خاکی شیری رنگ ) که از کوههای اطراف میآوردند  رنگ درست میکردند و معمولا هم با جارو های درست شده ازبوته های بیابان آنرا به اتاقها میزدند و واقعا هم بوی کاه گل و شور و نشاط نزدیک عید بسیار زیبا بود ، همراه نظافت و تعمیر خانه پدر و مادر خانه در فکر سور وسات و لباس و کفش نو (حداقل برای بچه ها) بودند بقول پدر ، مردم سال تا سال رنگ لباس و کفش نو را نمیدیدند و آنقدر لباس و کفشهایی  که میپوشیدند را وصله میکردند که شکل و رنگ اولیه آن معلوم نبود .                                                                           تازه اتومبیل و یا بقولی اوتل سر وکله اش پیدا شده بود و بقولی بهترین کفش کفش زیره اتلی بود یعنی کفشی که زیر آن را  لاستیکهای ماشین تشکیل داده باشد زیرا از لحاظ دوام و کارکرد بسیار برای مردم عادی بصرفه بود (کفاشها و سایر صنوف لاستیکهای فرسوده خودروها را جمع میکردند و از لاستیکهای آن برای ساخت خیلی چیزها و از جمله زیرکفش استفاده میکردند و تا همین چند سال پیش در تهران هم اینکار صورت میگرفت) .

    لباس و کفش نو آنقدر برای مردم و بخصوص بچه ها شیرین بود که بقولی تا روزها دلشان نمیآمد آنرا بپوشند و مثلا اگر جایی میرفتند کفش نو را زیر بغل میزدند و با پای برهنه طی مسیر میکردند و نزدیک خانه یا محل مورد نظر آنرا به پا میکردند .

    برای شب عید پلو (دم پختک ، برنج و ماش یا بلغورهای مشابه) میگذاشتند(برنج و پلو خوری بسیار کم بود و بیشتر برای شبهای عید بود ، و بعد با شیرینیهایی که خود درست کرده بودند و یا از شهر تهیه شده بود از مهمان پذیرایی میشد (میوه هم جزء موارد اعیانی بود و بعضی میتوانستند مثلابا انگورهایی که از پاییز آویزان کرده اند و یا گردو وبادام  پذیرایی نمایند ، میگفتند اگر بر حسب اتفاق پرتقالی به خانه ای میرسید آنقدر ارج و قرب داشت که اولا تا چند روز خورده نمیشد و وقتی هم که خورده میشد پوست آن را به لباس خود سنجاق میکردند و آنرا بو میکردند )...

    مردم با کمترین امکانات خوش و شاکر بودند ، ولی آنقدر سختی ها زیاد شد که خیلیها و از  هرچه داشتند را اجبارا فروخت و با اهل و عیال راهی تهران شدند (این موضوع مربوط به سالهای بین 1315 تا 1325 است) .

    روزهای بعد بیشتر در  اینموارد خواهم نوشت ...




    طبقه بندی: آداب و رسوم پری، 
    نظر سنجی
    نظزتان درباره بنر جدید سایت چیست ؟




    امکانات سایت
    پیوند های روزانه
    تبادل بنر
    رهبری

    ریاست جمهوری

    رجانیوز

    دانشنامه قرانی