تبلیغات
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • .:: روستای پیروز -پری::. - حکایت شیرین شاه طهماسب
    لطفا در بخش نظرات ،نظر و انتقاد خودتان را مطرح فرمائید
    حدیث موضوعی

    مرتبه
    تاریخ : شنبه 17 مرداد 1394

    گفتم که پریچی ها شوخ و خوش مشرب هستند  و مطالب و مراودات را با چاشنی طنز و شوخ طبعی خود تزیین میکنند ، برای این موضوع چند مورد را که به خاطرم میرسد بازگو میکنم :

    بچه که بودم در مهمانیها و مسافرتهایی که به خانه اقوام داشتیم نزدیک نهار یا شام از ما که مثلا شهری بودیم سئوال میکردند اگه گفتین نهارچی داریم ..ما هم حدسهایی میزدیم و میگفتیم که البته هیچکدام از حدسهای ما درست نبود ....بعد میگفتند بچه ها شاتهماس داریم و شاتهماس را طوری ادا میکردند که انگار میگویند شاه طهماسب ، ما هم که تازه در کتابهای تاریخ و جغرافی سلسله های شاهی ایران و صفویه را خوانده بودیم فکر میکردیم این موضوع چه ربطی به شاه طهماسب صفوی دارد و وقتی با چهره و حالت سئوال برانگیز ما مواجه میشدند میگفتند عزیزم منظورم شاته (نان لواش راشاته میگویند) و ماست است یعنی قرار است نان و ماست بخوریم که البته بعنوان شوخی این موضوع ادا میشد و هیچوقت بخصوص برای مهمان کمتر از آبگوشت تهیه نمیکردند و واقعا آبگوشتی بود که یادش بخیر ...

    بعد هم سر سفره برای شروع به غذا خوردن رو به ما میکردن که : پلنگ شی ؟!  و ما فکر میکردیم بحث پلنگ و شیر و از این حرفهاست اما بعد حالیمان میکردند که منظور اینه که پس منتظر چی هستی ( پ لنگ شی ؟!  =پس منتظر چی هستی) .. بفرما....

    از این دست ظرایف زیاد است که هر وقت یادم بیفتد خواهم نوشت ...

    به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازاوست   عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست




    طبقه بندی: داستانهای شیرین پری، 
    نظر سنجی
    نظزتان درباره بنر جدید سایت چیست ؟




    امکانات سایت
    پیوند های روزانه
    تبادل بنر
    رهبری

    ریاست جمهوری

    رجانیوز

    دانشنامه قرانی