تبلیغات
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • .:: روستای پیروز -پری::. - مطالب اجتماعی
    لطفا در بخش نظرات ،نظر و انتقاد خودتان را مطرح فرمائید
    حدیث موضوعی

    مرتبه
    تاریخ : یکشنبه 12 خرداد 1392
    حقیقت جن از نگاه اسلام
    اگر از منظر آیه‌های قرآنی و روایت‌های اسلامی به موضوع «جن» نگاه کنیم، جن موجودی است که وجود دارد و در قرآن نیز به وجود آن اشاره شده است.

    نقل از جام جم، موضوع جن یکی از بحث های مورد علاقه مردم است که کنجکاوی بسیاری درباره آن وجود دارد و کمتر کسی است که از خود نپرسیده باشد جن ها چگونه موجوداتی هستند؟ کجا زندگی می کنند؟ آیا به انسان آسیب می رسانند و بسیار پرسش های دیگری که در زیر به برخی آنها پاسخ داده ایم.

    حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد روحی کارشناس علوم دینی و عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس است که به بسیاری از این پرسش های رایج پاسخ می دهد.

    آیا جن ها وجود مادی دارند؛ یعنی انسان می تواند آنها را ببیند؟

    جن ها وجود مادی دارند، آنها موجوداتی بسیار لطیف، ظریف و پرسرعت هستند که حتی سرعتشان بسیار بیشتر از نور است. مثلا ماجرای رفت و آمد جن ها از یمن تا فلسطین را همه شنیده ایم که در آن جن ها به حضرت سلیمان می گویند که در فاصله بین بلند شدن و پاشدن شما از روی زمین، ما می توانیم از یمن تا فلسطین را طی کنیم، اما انسان نمی تواند با چشم سر این موجودات را ببیند، حتی با دستگاه های پیشرفته هم نمی توان از آنها تصویری گرفت.

    ولی بعضی افراد مدعی هستند در طول زندگی شان، جن را با چشم خودشان دیده اند؟

    چنین چیزی امکان ندارد، چون جن ها نمی توانند به چشم انسان بیایند، اما گاهی صورت برزخی آنها می تواند به چشم انسان بیاید.

    این صورت برزخی چطور است؟


    این صورت برزخی به صورت شبح است که به چشم انسان می آید، اما واقعیت عینی ندارد؛ یعنی این تصاویری هم که گاهی افراد ادعا می کنند تصویر جن بوده است، تنها صورت برزخی جن هاست و وجود واقعی آنها را هیچ انسانی نمی تواند ببیند.

    آیا خواص و خوبان جهان هم نمی توانند جن را ببینند؟

    حتی آنها هم نمی توانند ببینند، اما خواص می توانند صورت برزخی جن ها را ببینند و عکسی از آنها را در ذهن خود ثبت کنند.

    جن ها در کجا زندگی می کنند؟

    از روایات اسلامی و تحقیقات دینی، این گونه معلوم شده است که جن ها در جاهایی مثل صحراهای بی جمعیت زندگی می کنند که در آن هیچ انسانی وجود ندارد یا در جاهایی زندگی می کنند که بسیار کثیف باشد.

    یعنی جن ها روی کره زمین زندگی می کنند؟

    بله، قطعا آنها روی کره زمین زندگی می کنند.

    آیا جن ها هم مثل انسان، می خورند و می آشامند؟

    در سوره الرحمان، خداوند خطاب به انسان و جن می گوید که کدامین نعمت پروردگارتان را تکذیب می کنید و از این نعمت ها به خوردن، نوشیدن و ازدواج اشاره شده است و این نشان می دهد که جن ها هم مثل انسان می خورند، می آشامند، ارتباط های اجتماعی دارند و حتی از زیورآلات استفاده می کنند.

    جن ها هم پیامبر دارند؛ یعنی از جنس خودشان، تاکنون پیامبری مبعوث شده است؟

    نه، جن ها عقلشان کامل نیست، ولی از لحاظ جسمی می توانند حتی یک کوه را تکان دهند، به همین دلیل نیز چون جن ها به درجه کمال عقلی نرسیده اند، پیامبری از میان آنها مبعوث نشده است.

    این موجودات می توانند به انسان آسیب برسانند؟

    بله، جن ها می توانند به انسان آسیب برسانند، اما آنها به هر انسانی لطمه نمی زنند.

    چه گروه انسان هایی در معرض آسیب جن ها قرار دارند؟

    جن ها به دو گروه از انسان ها آسیب می زنند. افراد کم عقل و کم ایمان و همچنین کسانی که می خواهند جن ها را اذیت کنند و به تسخیر خود دربیاورند، مورد تهدید جن ها قرار دارند.

    پس یعنی انسان می تواند جن ها را به تسخیر خود دربیاورد؟


    بله، انسان این توانایی را دارد که جن ها را به تسخیر خود درآورد، زیرا آنها درجه عقلی کمتری از انسان دارند، اما این کار از نظر شرعی درست نیست.

    چگونه انسان می تواند جن را به تسخیر خود درآورد؟

    با یکسری ریاضت های باطل می شود این کار را انجام داد، اما ریاضت هایی که در راه خدا انجام نمی شود، مثلا ریاضت مرتاضان هندی از نوع باطل و حرام است.

    جن گیری حقیقت دارد؛ چون خیلی ها اعتقاد دارند که می توانند جن را از بدن انسان خارج کنند و جن گیرها از این راه، پول های خوبی به دست می آورند؟

    از هزار نفری که ادعای جن گیری دارند، فقط یک نفر از آنها درست می گوید، اما توصیه نمی کنیم که افراد برای دور شدن از جن نزد این انسان ها بروند.

    پس برای دور شدن از خطر احتمالی جن ها، چه باید کرد؟

    مطابق توصیه های امام صادق(ع)، خواندن چهار «قل» قرآن کریم، توسل به معصومین و تنها نماندن، راه هایی است که می تواند ما را از خطر جن ها رهایی بخشد.

    آیا شیطان پرستی هم نوعی تسخیر جن است؟

    شیطان هم از گروه جن هاست، در سوره کهف، آیه ۵۰ به این موضوع کاملا اشاره شده است. شیطان قبل از انسان به وجود آمده است و او نیز از جنس جن است. گفته می شود که پس از تولد هر انسان، شیطان دستور می دهد که دو جن برای گمراهی آن انسان متولد شود.

    شیطان، مجموعه ای از قدرت های خارق العاده دارد و این قدرت را هم از خدا گرفته است و برخی افراد تلاش می کنند با تسخیر شیطان، از قدرت او سوء استفاده کنند.

    پس انسان می تواند از قدرت جن ها برای پیشبرد مقاصدش استفاده کند؟

    بله، برخی انسان ها از طریق غیرشرعی تلاش می کنند که جن ها را در تسخیر خود درآورند و از آن برای تشخیص آینده، رفتن به آسمان ها و کارهای غیرعادی استفاده کنند.

    ازدواج انسان و جن ممکن است؟

    ازدواج بین جن و انسان از نظر فیزیکی که وجود ندارد، چون اصلا جنس فیزیکی آنها با هم فرق دارند، امامطابق آیه های قرآنی و روایات، جن ها هم بین خودشان زن و مرد دارند، ازدواج می کنند و تولید مثل دارند و حتی در روز قیامت، بابت اعمالشان بازخواست خواهند شد.



    طبقه بندی: اجتماعی، 
    مرتبه
    تاریخ : پنجشنبه 26 اردیبهشت 1392
    مواد مخدر حالت خمودگی، ابر گرفتگی شعور و ناآگاهی ایجاد می‌کند. زندگی پیچیده امروز، نیاز به کار فکری زیاد و گاهی خسته‌کننده دارد وآدم‌های پرکار و آنهایی که در زندگی روزمره با مسائل پیچیده برخورد می‌کنند، مجبورند با تمام قوای فکری و ذهنی خود وارد میدان شوند.

    نقل از ایسنا، بشر امروز برای تطابق با شرایط روزمره، بیش از حد بیدار و شاید دائم در حال جنگ فکری است. بعضی آدمها همواره فعال هستند، مواد مخدر و الکل این حالت بیداری بیش از حد را کاهش می‌دهد. بنابراین، آنهایی که کار فکری شدید، یکنواخت و خسته‌کننده دارند، با اولین آشنایی‌ها در معرض ابتلا به اعتیاد هستند و مواد مخدر و الکل ابتدا آن‌ها را آرام می‌کند، اما پس از مدتی قدرت مبارزه، کار و ثمربخشی را از آن‌ها می‌گیرد.

    بر اساس این گزارش، در مسیر اعتیاد، ترشح بتاآندورفین‌ها که مواد شبه مخدر درون‌زا هستند، کاهش می‌یابد، زیرا با ورود مواد مخدر خارجی به بدن، سلول‌های مغز شخص معتاد تنبل می‌شوند و این مواد درون‌زا را ترشح نمی‌کنند و مرفین خارجی جای شبه مرفین‌های مفید و تولید شده در بدن شخص را می‌گیرد.

    بنابراین، پس از ترک اعتیاد و در حین آنکه مواد مخدر خارجی به بدن نمی‌رسد و مغز هم دیگر مواد شبه مرفین درون‌زا ترشح نمی‌کند، درد و حالت روحی ناخوش، اضطراب و بی‌قراری در شخص زیاد است، البته پس از مدتی که از ترک بگذرد، مجددا مغز مواد لازم را ترشح خواهد کرد.

    به گزارش ایسنا، با کاهش آندروفین‌ها مواد شبه مرفین درون‌زا در مغز شخص معتاد و بدن او، خاصیت دشمن‌کشی مونوسیت‌ها که از سلول‌های دفاعی بدن هستند کاهش می‌یابد. بنابراین شخص معتاد نسبت به افراد سالم به عفونت‌ها حساس‌تر است و زودتر مبتلا می‌شود.

    گفته می شود، مواد مخدر آن دسته از سلول‌های دفاعی بدن را که مسوول از بین بردن مهاجمان به بدن هستند، کاهش می‌دهند و با کاهش فعالیت سلول‌های دفاعی بدن، شرایط رشد انواع سرطان‌ها فراهم می‌شود.

    اعتیاد و اثر مواد مخدر بر دستگاه عصبی مرکزی

    اعتیاد پاسخی فیزیولوژیک است که مصرف پی در پی مواد مخدر موجب آن می‌شود و عملکرد طبیعی نورون‌ها و سیناپس‌های مغز را تغییر می‌دهد، هنگامی که عملکرد نورون‌ یا سیناپسی توسط مواد مخدر تغییر کرد، از آن پس آن نورون‌ یا سیناپس به طور طبیعی به کار خود ادامه نمی‌دهد، مگر با بودن مواد مخدر.

    باید عنوان کرد: فرد با مصرف پی در پی مواد مخدر به آن معتاد می‌شود و بدن او نسبت به آن ماده مخدر عادت می‌کند، لذا شخص معتاد باید با گذشت زمان، مقدار ماده مخدر مصرفی‌اش را افزایش دهد تا نیاز بدنش تامین شود.

    گیرنده‌های درد و اختلال مواد مخدر در فعالیت آن‌ها

    همچنین باید عنوان کرد: که گیرنده‌های درد، محرک‌هایی را که باعث درد می‌شوند، شناسایی می‌کنند، درد در بدن نقش مهمی دارد. درد به ما می‌گوید که یکی از بافت‌های بدن ما زخمی یا آسیب‌دیده شده است. وقتی عضوی آسیب دیده می‌شود، از انتهای اعصاب آسیب‌ دیده آن، پیام‌هایی انتقال داده می‌شود که باعث احساس درد می‌شود. پیام‌های عصبی، درد را به نخاع و سپس به مغز انتقال می‌دهند.

    پس از رسیدن پیام عصبی درد به طناب عصبی؛ پیام درد به وسیله گروهی از انتقال‌دهنده‌های عصبی به نام انکفالین‌ها سرکوب می‌شوند. زمانی که انکفالین‌ها به نورون‌های نخاع می‌پیوندند، از انتقال پیام به مغز جلوگیری می‌کنند. مواد مخدر عملکردی مشابه به انکفالین‌ها دارند و به گیرنده‌های پروتئینی درد در طناب عصبی می‌پیوندند و از انتقال پیام درد به مغز و احساس درد جلوگیری می‌کنند. در این شرایط بدن نمی‌تواند کار طبیعی خود را انجام بدهد و بیماری گسترش می‌یابد.



    طبقه بندی: سلامت،  اجتماعی، 
    مرتبه
    تاریخ : سه شنبه 24 اردیبهشت 1392


    كسی كه نشانه‌های مرگ را در خود می‌بیند اگر خمس و زكات و مظالم بدهكار است باید فوراً بدهد و اگر نمی‌تواند بدهد چنانچه از خودش مال دارد یا احتمال می‌دهد كسی آنها را ادا نماید باید وصیت كند و همچنین است اگر حج بر او واجب باشد یا نماز و روزه قضا داشته باشد واجب است وصیت نماید
     .

    نقل از بهار ویک از قانون ارث تنها یك عده از بستگان آن هم روى حساب معینى بهره‏مند مى‏شوند در حالى كه شاید عده دیگرى از فامیل، و احیانا بعضى از دوستان و آشنایان نزدیك، نیاز مبرمى به كمكهاى مالى داشته باشند. و نیز در مورد بعضى از وارثان گاه مبلغ ارث پاسخگوى نیاز آنها نیست، جامعیت قوانین اسلام اجازه نمى‏دهد كه این خلاها پر نشود، لذا در كنار قانون ارث قانون وصیت را قرار داده و به مسلمانان اجازه مى‏دهد نسبت به یك سوم از اموال خود (براى بعد از مرگ) خویش تصمیم بگیرند.

    از اینها گذشته گاه انسان مایل است كارهاى خیرى انجام دهد اما در زمان ‏حیاتش به خاطر نیازهاى مالى خودش موفق به این امر نیست، منطق عقل ایجاب مى‏كند كه او از اموالى كه زحمت تحصیل آن را كشیده براى انجام این كارهاى خیر، لااقل براى بعد از مرگش محروم نماند.

    مجموع این امور موجب شده است كه قانون وصیت در اسلام تشریع گردد .

    البته وصیت منحصر به موارد فوق نیست، بلكه انسان باید وضع دیون خود و اماناتى كه به او سپرده شده و مانند آن را در وصیت مشخص كند، به گونه‏اى كه هیچ امر مبهمى در حقوق مردم یا حقوق الهى كه بر عهده او است وجود نداشته باشد.

    بعد از این مقدمه کوتاه در مورد وصیت به طرح چند پرسش و پاسخ در این مورد می پردازیم:

    سۆال: وصیت از نظر شرعی چیست و به چه چیزی تعلق می‌گیرد؟

    جواب: وصیت آن است كه انسان سفارش كند بعد از مرگش برای او كارهایی انجام دهند یا بگوید بعد از مرگش چیزی از مال او ملك كسی باشد یا برای اولاد خود و كسانی كه اختیار آنان با اوست قیم و سرپرست معین كند و كسی را كه به او وصیت می‌كنند وصی می‌گویند. (توضیح المسائل حضرت امام (ره), ص2694)

    سۆال: كسی كه خودكشی كند آیا وصیت او نافذ است؟

    جواب: كسی كه از روی عمد مثلاً زخمی به خود زده یا سمی خورده است كه به واسطه آن یقین یا گمان به مردن او پیدا می‌شود اگر وصیت كند كه مقداری از مال او را به مصرفی برسانند صحیح نیست. (توضیح المسائل حضرت امام (ره), ص2698)

    سۆال: اگر كسی نشانه‌های مرگ را در خود می‌بیند واجب است وصیت كند؟

    جواب: كسی كه نشانه‌های مرگ را در خود می‌بیند اگر خمس و زكات و مظالم بدهكار است باید فوراً بدهد و اگر نمی‌تواند بدهد چنانچه از خودش مال دارد یا احتمال می‌دهد كسی آنها را ادا نماید باید وصیت كند و همچنین است اگر حج بر او واجب باشد یا نماز و روزه قضا داشته باشد واجب است وصیت نماید. (توضیح المسائل امام (ره), ص2701 ـ 2702)

    سۆال: اگر انسان از وصیت خود برگردد آیا وصیت به قوت خود باقی است یا خیر؟

    جواب: اگر انسان از وصیت خود برگردد مثلاً بگوید ثلث مالش را به كسی بدهند بعد بگوید به او ندهند وصیت باطل می‌شود و اگر وصیت خود را تغییر دهد مثل آنكه قیّمی برای بچه‌های خود معین كند بعد دیگری را به جای او قیم نماید، وصیت اولش باطل می‌شود و باید به وصیت دوم او عمل نمایند. (توضیح المسائل حضرت امام (ره), ص2706)

    سۆال: اگر كسی در مرضی به واسطه آن مرض می‌میرد مقداری از مالش را به كسی ببخشد و وصیت كند كه بعد از مردن او هم مقداری به كس دیگر بدهند این اموال باید از ثلث میت پرداخت شود یا از اصل مال او؟

    جواب: آنچه را كه در حال زندگی بخشیده از اصل مال است و احتیاج به اذن ورثه ندارد و چیزی را كه وصیت كرده اگر زیادتر از ثلث باشد زیادی آن محتاج به اذن ورثه است. (توضیح المسائل حضرت امام (ره), ص2709)

    سۆال: آیا می‌توان به كسی كه هنوز متولد نشده است و در شكم مادر است و همچنین كسی كه هنوز به وجود نیامده است وصیت كرد و مالی را به آنها بخشید؟

    جواب: كسی كه انسان وصیت می‌كند كه چیزی به او بدهند باید وجود داشته باشد پس اگر وصیت كند به بچه‌ای كه ممكن است فلان زن، حامله شود چیزی بدهند باطل است ولی اگر وصیت كند به بچه‌ای كه در شكم مادر است چیزی بدهند اگر چه هنوز روح نداشته باشد وصیت صحیح است. پس اگر زنده به دنیا آمد باید آن چه را كه وصیت كرده به او بدهند و اگر مرده به دنیا آمد وصیت باطل می‌شود و آنچه را كه برای او وصیت كرده ورثه میان خودشان قسمت می‌كنند. (توضیح المسائل حضرت امام (ره), ص2712)




    طبقه بندی: اجتماعی، 
    مرتبه
    تاریخ : سه شنبه 24 اردیبهشت 1392
    به هم پیوسته، از هم جدا، كشیده، صاف، تابدار، پر پشت و كم پشت تنها چند مدل از نمونه‌های مختلف ابرو هستند كه روی صورت آدم‌ها نقش بسته و روزانه صدها بار بالا و پایین می‌رود.


     پسران ابرو برداشته؟!

    نقل از تبیان پیش از این همواره سۆالی در ذهن مردان پرسه می‌زد که چرا خانم‌ها برای خروج از خانه زمان زیادی را صرف می‌کنند در حالی‌که خودشان نیز امروز به دردی مشابه، دچار شده‌اند و ساعت‌ها برای آرایش ابرو و فرم دادن به موهای سر و صورت، وقتشان را روبروی آینه صرف می‌کنند.

    در فرایند رشد بدحجابی،که لباس‌های تنگ و چسبان و شلوارها و آستین‌های کوتاه، مدهای جدید بدحجابی شدند، علاوه بر زنان، برخی مردان هم بی‌نصیب نماندند و آرایش‌های زنانه را برای خود برگزیدند، آرایش ابرو، موهای بلند و مدل‌های گروه‌های رپ و شیطان پرست‌ها، لباس‌های تنگ و بدن‌نما و برخی شلوارهای گشادی که هر لحظه امکان افتادن آن وجود دارد و البته در این مسیر گوی سبقت را از زنان ربوده‌اند!

    این روزها پیراهن‌های مردانه، آب رفته و فاق شلوارها یا بی‌نهایت کوتاه و یا بیش از اندازه بلند شده است، لباس‌هایی که خارج از سایز متعادل هستند. استفاده از علائم و نشانه‌ها، شبه‌مردان را رنگ و لعابی خشن‌تر داده است،آرایشگاه‌های مردانه این روزها تمام خدمات آرایشگاه‌های زنانه را ارائه می‌کنند از اصلاح ابرو تا رنگ و مش مو.

     اما در این میان ابرو برداشتن پسران، داستان جالب و بحث برانگیزی است که ذهن هر فرد اصیل ایرانی را غلغلک می دهد که به دنبال چرایی و علت این رفتار زنانه در مردان باشد؟!!

     

    به راستی چرابعضی ازپسران زیرابروبرمیدارند؟

    نقش ابروها در زیبایی صورت قابل انکار نیست، ابروها مکمل زیبایی چشم‌ها هستند.

    به هم پیوسته، از هم جدا، کشیده، صاف، تابدار، پر پشت و کم پشت تنها چند مدل از نمونه‌های مختلف ابرو هستند که روی صورت آدم‌ها نقش بسته و روزانه صدها بار بالا و پایین می‌رود.

    هر یک از این مدل‌های خدادادی برای یک چهره ساخته شده است و به آن زیبایی می‌دهد. نقش ابروها در زیبایی صورت قابل انکار نیست، ابروها مکمل زیبایی چشم‌ها هستند. بدون ابرو چشم‌ها حالت خودشان را از دست می‌دهند. همین الان می‌توانید یکی از عکس‌هایتان را اسکن کنید و با فتوشاپ ابروهایتان را محو کنید. آن زمان بهتر متوجه می‌شوید که قیافه‌تان تا چه اندازه تغییر کرده و ابروها چقدر در ترکیب بندی صورت‌تان مۆثرند. شاید هم به خاطر همین تأثیر بود که به ویژه در این یک دهه خانم‌ها به جان ابروهایشان افتادند و مدل‌های مختلفی به حالت ابروهای خود دادند.

    اما شک نکنید که اگر همین 30، 40 سال قبل به کسی می‌گفتید پسرها ابروهای‌شان را برمی دارند حتماً بالای سر شنونده یک جفت شاخ درست درمان سبز می‌شد. مردم نه دیده و نه شنیده بودند که جنس مذکری به فکر تمیز کردن زیر ابروهایش بیفتد دیگر چه برسد به آن مدل بدهد.

    مصطفی جوان آرایشگری است که می گوید: تا 10 سال پیش این اتفاق خیلی کم و به ندرت می‌افتاد. کسانی که برای زیر ابرو برداشتن به آرایشگاه می‌آمدند خیلی معدود بودند اما در پنج شش سال اخیر، تعداد پسران جوانی که برای زیر ابرو برداشتن به آرایشگاه می‌آیند خیلی بیشتر شده است.»

    دست زدن به ابروها ابهت مردانه را از بین می‌برد

    بعد از ظهر یکی از همین روزها سری به یکی از آرایشگاه‌های مردانه در مرکز شهر تهران می‌زنم. داخل آرایشگاه یک نفر در نوبت و یکی دیگر در حال کوتاه کردن موهایش روی صندلی نشسته است. مصطفی جوان آرایشگری است که حدود 30 سال سن دارد و 10 سالی می‌شود که با قیچی و شانه موهای مردم را کوتاه می‌کند. تیپ و مدل موهای خودش بسیار ساده است و خبری از زیر ابرو برداشتن در صورتش نیست.

    از او می‌پرسم از چه زمانی پسران برای زیر ابرو برداشتن پا به آرایشگاه او گذاشتند، که جواب می‌دهد:«تا 10 سال پیش این اتفاق خیلی کم و به ندرت می‌افتاد. کسانی که برای زیر ابرو برداشتن به آرایشگاه می‌آمدند خیلی معدود بودند اما در پنج شش سال اخیر، تعداد پسران جوانی که برای زیر ابرو برداشتن به آرایشگاه می‌آیند خیلی بیشتر شده است.»

    وقتی از او درباره رده سنی کسانی که برای این کار به آرایشگاه او می‌آیند می‌پرسیم، می‌گوید: «بیشتر از سنین 17، 18 شروع می‌شود تا 26، 27 سالگی.» مصطفی ادامه می‌دهد: «تا آن جایی که می‌دانم دلیل محکمی پشت این کار نیست و خود جوانانی که زیر ابرو بر می‌دارند با یک دلیل منطقی این کار را نمی‌کنند. بعضی از مشتری‌هایم که در سنین پایین‌تر این کار را انجام می‌دادند کمی که سن شان بالاتر می‌رود و پخته‌تر می‌شوند دیگر هیچگاه دست به ابروهایشان نمی‌زنند.»

    وقتی پای صحبت پسرانی که زیر ابرو بر می‌دارند می‌نشینی بیشتر به حرف مصطفی می‌رسی، چون بیشتر این جوانان هم دقیق نمی‌دانند که چرا این کار را انجام می‌دهند. بیشتر دلیل‌هایی که این جوانان می‌آورند می‌گویند زیباتر می‌شویم یا جلب توجه و برای اینکه در نظر جنس مخالف جذاب‌تر به نظر بیاییم زیر ابرویمان را تمیز می‌کنیم. ادامه مطلب ... 




    ادامه مطلب
    طبقه بندی: فرهنگ اسلامی،  اجتماعی، 
    مرتبه
    تاریخ : جمعه 20 اردیبهشت 1392
    زندگی زناشویی همیشه به سادگی بازی‌های کودکانه نیست اما همیشه یکسری نکات کلی و البته ساده برای مقابله با مشکلات زندگی وجود دارد، با رعایت این ۱۰ نکته با تنش‌های زندگی‌تان خداحافظی کنید.

    نقل از سی آرآی، از همین حالا تمرین کنید تا بتوانید بدون قطع‌کردن صحبت طرف مقابلتان،‌ خوب گوش کنید.

     
    بعد از صحبت همسرتان می‌توانید از او بپرسید که آیا نوبت من شده که حرف بزنم؟ می‌توانید در بین صحبت‌های همسرتان یکسری چیزها را یادداشت کنید تایادتان نرود.

     
    تصور کنید که دو کودک در حال بازی هستند، یک دفعه صدای فریادشان بلند می‌شود که ازت بدم میاد ... ازت متنفرم ... اما چند دقیقه بعد باز هم می‌بینید که دارند با هم بازی می‌کنند و خوشحال هستند.

     
    گاهی دو آدم بزرگسال هم در روابط‌شان به همین شکل هستند، فقط کافی است در نیمکت کنارشان بنشینید و آنها را نگاه کنید تا به حال این تجربه را داشته‌اید؟

     
    سؤال جالب اینجاست چه اتفاقی برای کودکان می‌افتد که ‌آنها 5 دقیقه پیش دشمن بودند و در حال حاضر باز هم با هم بازی می‌کنند؟ جواب این سؤال ساده است.آنها شادی را به جای برقراری عدالت انتخاب می‌کنند. آنها لحظه‌شان را می‌بینند و سعی می‌کنند از بازی‌شان لذت ببرند.

     
    بزرگترین مشکلات ما هم اگر فقط مانند کودکان رفتار کنیم،‌ حل می‌شوند.البته زندگی زناشویی همیشه به سادگی بازی‌های کودکانه نیست اما همیشه یکسری نکات کلی و البته ساده برای مقابله با مشکلات زندگی وجود دارد.

     
    با رعایت این 10 نکته با تنش‌های زندگی‌تان خداحافظی کنید.

     
    1.زبانتان را گاز بگیرید

     
    انتقاد و قضاوت را بس کنید، بیشتر مردم از همان اول رابطه که مرحله عشق ورزیدن است شروع به انتقاد می‌کنند. به یاد داشته باشید که هیچ‌کس نمی‌تواند ازدواجی را نجات بدهد اگر طرفین بیشتر از تحسین‌شدن مورد انتقاد قرار بگیرند.

     
    انتقادهای مدام و پی در پی به همسرتان این حس را می‌دهد که او به اندازه کافی برای شما خوب نیست.

     
    این حس (به خصوص برای مردها) سردشدن رابطه را به دنبال دارد.

     
    قبل از هر چیز سعی کنید همسرتان را بشناسید و بعد از آن تفاوت‌های قابل قبول همدیگر را بپذیرید. 

     
    2.متفاوت سپاسگزاری کنید

     
    درباره تفاوت‌ها شفاف‌سازی کنید،  ادامه مطلب 



    ادامه مطلب
    طبقه بندی: اجتماعی، 
    مرتبه
    تاریخ : سه شنبه 17 اردیبهشت 1392
    چند حقیقت درباره آدم ها


    * وقتی شخصی حتی به چیزای الکی زیاد میخنده ،مطمئن باشید که عمیقا غمگینه .

    * وقتی کسی زیاد میخوابه ، مطمئن باشید که تنهاست .

    * وقتی شخصی کم حرف میزنه و اگر هم حرف بزنه حرفشو سریع میگه ، مطمئن باشید كه رازی رو حفظ میکنه .

    * وقتی کسی نمیتونه گریه کنه نشون دهنده شکنندگی و ضعف اونه .

    * وقتی کسی غیر عادی غذا میخوره بدونید که اضطراب داره .

    * وقتی کسی واسه چیزای کوچیک گریه میکنه ، یعنی دل بی گناه و نرمی داره .

    * اگه کسی به خاطر چیزای احمقانه و کوچیک از دستت عصبانی شد ، یعنی که خیلی دوستت داره .
    انسانهای قوی می دانند چگونه به زندگی شان نظم دهند . حتی زمانی که اشک در چشمانشان حلقه می زند همچنان با لبخندی روی لب می گویند "من خوب هستم"  




    طبقه بندی: اجتماعی،  مطالب آموزنده،  مطالب جالب، 
    مرتبه
    تاریخ : جمعه 13 اردیبهشت 1392
    زن و شوهر هنگامی که همدیگر را با دیگران مقایسه می کنند چیزی جز دلسردی در روابط آنها بدنبال نمی آورد، چرا که خود مقایسه کردن نوعی تحقیر محسوب می شود و به عدم پذیرش فرد توسط همسر خویش تفسیر می شود.

    نقل از  مهر، یكی از آسیب هایی كه می تواند  زندگی زناشویی را مورد تهدید قرار دهد مقایسه همسران است. مقایسه كردن هر كس با دیگران كار درستی نیست و كسی كه بدین امر مبادرت می نماید،به یك نكته اساسی توجه نكرده وآن توجه به اصل تفاوت های فردی است. باید به خاطر داشت كه قرآن نیز به امر متفاوت بودن انسان ها توجه داشت و در مقام بیان آن در آیه 14 سوره نوح می فر ماید: "وقد خلقكم اطوارا"؛ به تحقیق شما را گوناگون متفاوت آفریدیم.

     
    اما این كه چرا افراد متفاوت هستند، دلیلش آن است كه از نظر وراثت و محیط با یكدیگر تفاوت دارند. یعنی هر كس از لحاظ ژنتیك با دیگری فرق دارد و اجد خصوصیاتی است كه از نظر ارثی به او منتقل شده است و فرد در این گونه موارد شخصا نقشی ندارد. مثلا فرد در رنگ پوست و رنگ چشم خود و نظایر آن دخالتی ندارد. قبل از انتخاب همسر باید به این گونه امور دقت شود و بعد از عقد در این گونه امور سخنی به میان آورده نشود و مقایسه ای صورت نگیرد.

     
    آدم قبل از ازدواج باید چشمانش را كاملا باز كند، اما بعد از ازدواج باید آنها را نیمه بسته نگاه دارد و یا گفته اند:"انسان قبل از ازدواج باید دو چشم خود را باز كند، اما بعد از ازدواج باید یكی از آنها را ببندد. مردان باید بدانند كه در این گونه موارد زنان واقعا حساس هستند و مقایسه آنان با دیگران موجب پیدایش دلسردی در محیط خانواده می گردد.

     
    اگر چنین مقایسه ای در دوران عقد و به ویژه ابتدای آن صورت گیرد، بیم آن می رود كه در مواردی زندگانی مشترك دست خوش تهدید قرار گیرد و در برخی موارد عقد به ازدواج نینجامد، زیرا زنان در این مسئله نسبت به مردان حساس تر هستند و عده ی قابل ملا حظه ای از آنها نیز  این گونه مسائل را از یاد نمی برند. به هر حال تكرار و تداوم مقایسه كه معمولا با مذمت همسر همراه است، به قدری خطرناك است كه می تواند او را دچار اختلالات روانی و افسردگی سازد.

     
    انجام چنین مقایسه ای اگر چه از ناحیه زنان در مقایسه با مردان كمتر صورت می گیرد،ولی باید دانست كه این امر نباید صورت پذیرد مثلا زنان در مواردی چون طاسی سر، بینی درشت و اموری از این نظیر از همسر خود ایراد گرفته و آنان را با دیگری مقایسه كرده اند و لذا ممكن است مرد نسبت به وفاداری همسر دچار تردید شود. پس مقایسه مرد با مردان دیگر در خصوص مسائل بدنی، برای تداوم حیات خانوادگی امری زیانبار است و باعث پیدایش افكار پارانوئیدی در مردان می شود

     
    به منظور پیشگیری از بروز سردی در محیط خانواده و نیز پرهیز از ایجاد سو ظن در همسر هر گز نباید بین او و دیگران مقایسه ای به عمل آورد. این امر همان گونه كه در مورد زنان متذكر شده ایم در مورد مردان نیز مطلوب نیست و در مواردی موجب ناپایداری زندگانی می شود. اگر چه انجام چنین مقایسه ها در تمام دوران زندگی امر نامطلوبی است ولی در دوران عقد خطر آفرینی بیشتری در پی دارد، تا آنجا كه در مواردی مانع شكل گیری ازدواج می گردد.

     
    مسئله دیگر مقایسه فرد با دیگران در زمینه عوامل تربیتی است كه ناشی از قرار گرفتن فرد در محیط تربیتی نامناسب می باشد. مثلا خانمی رفتار اخلاقی شوهر خود را با رفتار مردی دیگر مقایسه می كند و چون احساس می كند كه همسرش در بروز چنین رفتاری نقش دارد و او نیز قصد تغییر رفتار همسرش را دارد، لذا سعی می كند كه برای ایجاد تغییر در او از روش مقایسه كردن او با دیگری استفاده كند.

     
    در ضمن باید توجه به تفاوت های فردی داشت و از روش های دیگر برای اصلاح همسر بهره جست كه اتفاقا از كارایی بهتری می تواند برخوردار باشد. مثلا برای رفع و یا كاستن از رفتار نامطلوب می توان از روش های تقویت مغایر یا ناهمساز بهره گرفت. یعنی به جای حمله كردن به رفتار نامطلوب و یا مقایسه همسر با دیگری، می توان رفتارهای خوب و مطلوب او را مورد تشویق قرار داد. با افزایش رفتارهای خوب و مناسب در همسر، دیگر جایی برای انجام رفتارهای نامطلوب باقی نمی ماند.

     
    مقایسه كردن موجب تحقیر همسر می گردد. افراد در اثر احساس حقارت به جبران منفی روی می آورند. مقایسه كردن به عدم پذیرش فرد توسط همسر خویش تفسیر می شود. همسری كه مورد مقایسه قرار می گیرد، نسبت به همسر خود بدبین می شود و گاه سو ظن و افكار پارانوئید در او پدید می آید كه درمان آن اغلب ساده نیست.

     
    معمولا مقایسه كردن همسر موجب دلسردی و كاهش انگیزه او در ادامه تلاش ها می گردد. ادامه مقایسه ها گاه موجب بروز دعوا و پرخاشگری در محیط خانه شده و آرامش را از میان می برد.دوام دعواها در محیط خانواده،ادامه ی حیات آن را به طور جدی در معرض خطر قرار می دهدوگاه نتیجه مقایسه چیزی جز پیدایش ناپایداری و یا طلاق در خانواده نیست.



    طبقه بندی: اجتماعی، 
    مرتبه
    تاریخ : پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392
    «اگر درمورد بعضی رفتارهایتان و تاثیر آنها بر کارمندان تحت‌نظرتان تردید دارید، این مطلب را حتما بخوانید.»

     اقتصاد ایران آنلاین نوشت: «جاش لینکنر» نویسنده «فوربس» در این مطلب هشت تله‌ رفتاری‌ را برمی‌شمرد که می‌تواند چهره مدیریت شما را مخدوش کند.

     
    سلب اعتماد

     
    سلب اعتماد ترکیب آشنایی است اما تعریف آن در این مورد خاص متفاوت است. در واقع سلب اعتماد ربطی به دروغ‌های ساده‌ای که هرکدام از ما ممکن است در طول یک روز به زبان بیاوریم ندارد. واضح و آشکار است که به‌دست آوردن اعتماد اعضای یک گروه اهمیتی اساسی در یک گروه کاری و محل کار دارد. اما آنچه نباید از یاد برد این است که اگرچه اعتماد کارمندان به سختی به‌ دست می‌آید، به آسانی هم می‌تواند از دست برود. باید بدانید اگر به آنچه می‌گویید عمل نکنید شما اعتماد همکاران‌تان را از دست می‌دهید. اصلی‌ترین راهی که می‌توانید برای حفظ اعتماد کارمندان به‌کار گیرید این است که تا جایی‌که می‌توانید وعده‌ای ندهید چه کوچک، چه بزرگ‌ که نتوانید به آن عمل کنید.

     
    خدمتگزار نه‌، خودخواه باشید!

     
    هدف شما به عنوان مدیر این است که تیم کاری خود را ارتقا دهید و پیروزی تک تک همکارانتان را جشن بگیرید، نه اینکه تنها موفقیت‌های خودتان را در بوق و کرنا کرده و از آنها تقدیر کنید. نیازهای کارمندانتان را قبل از نیازهای خودتان قرار دهید و همه قدرت‌تان را به‌کار بگیرید تا به آنها کمک کنید. وقتی شما چنین کنید کارمندان‌تان نیز می‌توانند به خودشان کمک کنند و از توانایی‌هایشان در محل کار بیشتر استفاده کنند. اگر تمام توان خود را به‌کار ببرید که تنها از خودتان تعریف و تمجید کنید و نه اینکه موفقیت‌های گروهی‌تان را ثبت کنید، به شدت و البته به سرعت تبدیل به مدیر منفور خواهید شد. در‌واقع برای اینکه مدیری منفور باشید کافی است خودخواهی‌تان را به رخ همکاران بکشید!

     
    عدم تمرکز بر وظایف و اولویت‌ها

     
    ماموریتی که برعهده همکاران‌تان می‌گذارید باید سرراست، واضح و کاملا قابل فهم باشد تا اعضای گروه‌تان بتوانند به راحتی آن را درک کرده، انجام داده و به پایان برسانند. اگر اهداف شما در انجام ماموریتی مشخص نباشد و راهی روشن برای تکمیل آن پیش پای همکاران خود ترسیم نکنید، چطور انتظار دارید هریک از کسانی که در انجام آن ماموریت دخیل هستند نتیجه دلخواه و مطلوب شما را ارائه دهند؟ درواقع شما به عنوان مدیر باید طرح و برنامه مدونی برای این هفته، این ماه، این فصل و امسال در اختیار همکاران‌تان قرار دهید. در طرح پیشنهادی خود نیز باید به دقت اهداف اصلی و کلیدی و اهداف فرعی و جانبی هر فردی که بخشی از مسئولیت را برعهده گرفته مشخص شود. با چنین اتفاقی شما می‌توانید انتظار نتیجه مطلوب را داشته باشید.

     
    غیر دوستانه رفتار کنید!

     
    اگر شما مدیری هستید که چندان در دسترس نیست یا برخوردهایش آنچنان دوستانه نیست یا همکاران‌تان برای یک دیدار کوتاه مجبور هستند از موانع متعددی عبور کنند تا بتوانند شما را ببینند، مطمئن باشید جز تاثیری ناخوشایند بر ذهن و روان آنها چیزی نصیب‌تان نمی‌شود. نکته‌ای که در این میان باید به آن توجه کرد این است که پاک کردن تاثیرات بد در محیطی به کوچکی محل کار بسیار عمل سخت و طاقت‌فرسایی است. اما وقتی شما مدیری هستید که دوستانه رفتار می‌کنید بی‌آنکه مراتب اداری فراموش شود و به اصطلاح «کاربرپسند» هستید، به‌طور مداوم خواهید توانست همکاران‌تان را غافلگیر کرده و تحت‌تاثیر قرار دهید و نتیجه‌ای که عایدتان می‌شود این است که تصویری مثبت و نه جزمی و منفی در ذهن آنها از خود باقی می‌گذارید.

     
    توقع تخیلی نه واقع‌بینانه!

     
    آنچه برای شما به عنوان یک مدیر باید اهمیت اساسی داشته باشد وجود چشم‌اندازی کاملا روشن است. درواقع شما باید یک هدف نهایی داشته و به شدت به این هدف نهایی اعتقاد و باور داشته باشید. با این حال نباید از یاد ببرید که برای رسیدن به چشم‌انداز موردنظرتان به ابزارهای موردنیاز و ضروری هم نیاز دارید. آنچه باید مدنظر داشته باشید این است که از تیمی که تحت مدیریت شما انجام وظیفه می‌کنند به اندازه توان و ابزاری که در اختیار آنها قرار داده‌اید توقع داشته باشید. شما نباید از کارمندان‌تان بخواهید نتیجه عالی در اختیار شما قرار دهند، وقتی حداقل نیازهای موردنیاز یک پروژه را در اختیار آنها قرار داده‌اید. در‌واقع توقع شما باید براساس واقع‌بینی باشد نه تخیل.

     
    فقدان شور و شوق و خلاقیت

     
    اگر از اعضای تیم خود انتظار دارید به بهترین وجه از پس مسئولیت‌های محول شده بربیایند، باید در نقش یک چراغ دریایی ظاهر شوید که با شور و شوق همه زوایای تاریک کار را به آنها نشان می‌دهید. این عمل باعث می‌شود همه گرد شما جمع شوند و شما به‌صورت واقعی در مرکز مسئولیت‌ها جای بگیرید. اگر می‌خواهید همکاران‌تان کوره‌راه‌های تجربه شده را رها کنند چرا خودتان مسیری را رنگ‌آمیزی می‌کنید و آنها را ملزم به حرکت در آن مسیر می‌کنید؟ به‌جای اینکه آنها را برای خلاقیت‌هایشان ملامت کنید دستشان را باز بگذارید تا علاوه بر بروز خلاقیت‌های ذهنی‌شان، شور و شوق کارکردن در محیط کار نیز در آنها نمیرد. مطمئن باشید باوجود چندین کارمند خلاق و پرشور شما نیز با علاقه بیشتری صندلی ریاست‌تان را خواهید چرخاند!

     
    قمار‌کردن

     
    شما به عنوان یک مدیر باید همچون یک شطرنج‌باز عمل کنید: حواستان به همه مهره‌ها باشد، همزمان به چندین حرکت فکر کنید که می‌تواند روند حرکت شما برای رسیدن به پیروزی را بهبود ببخشد، حرکت اضافی و بی‌مورد نداشته باشید، با حرکت‌های نادرست مهره‌های خود را در خطر نیندازید و... به همکاران‌تان کمک کنید تا کاملا با استراتژی حرکتی شما آشنا شوند. اهداف را برای آنها تشریح کنید و از آنها فقط عمل کورکورانه و بی‌قید و شرط به دستورات را طلب نکنید. همانطور که اعضای گروه را به جلو می‌رانید خودتان نیز پابه‌پای آنها رو به جلو حرکت کنید، در غیر این صورت شما یکی یکی مهره‌هایتان را از دست داده و سرانجام نشسته روی صندلی چرخدارتان مات خواهید شد!

     
    من همیشه مدیرم!

     
    حقیقت این است که بسیاری از مدیران تصور می‌کنند قوانینی که در محل کار وجود دارد تنها برای کارمندان وضع شده است. این دسته از مدیران معتقدند چون برخی از قوانین را خودشان برقرار کرده‌اند می‌توانند آنها را زیر پا بگذارند. اگر شما مدیری هستید که در این مسیر قدم می‌زنید باید بگوییم سوار آسانسوری هستید که هیچ صعودی ندارد و فقط به سمت پایین می‌رود: آسانسور کاهش محبوبیت. نکته دیگری که نباید از یاد ببرید این است که افراد بسیاری قبل از شما به صندلی راحت و آسوده مدیریت تکیه زده و روزی هم مجبور شده‌اند از آن دل بکنند. چهر‌ه‌تان را آنقدر نابود نکنید که برای روزهای «مدیر نبودن» چیزی باقی نماند. شاید روزهایی که دیگر مدیر نیستید چندان دور نباشد. نفرت و احساسات ناخوشایند از خاطر آدم‌ها چندان ساده محو نمی‌شود.



    طبقه بندی: اجتماعی، 
    مرتبه
    تاریخ : جمعه 6 اردیبهشت 1392
    خندیدن باعث ارتقای روحیه و کاهش تنش می شود، سرعت گردش خون را بالا می برد، گرفتگی عضلات را از بین می برد، راحت تر نفس می کشید، اکسیژن زیادی به مغز می رساند و شادابی را به ارمغان می آورد.

     نقل از تبیان؛ اگر شما زندگی پرمشغله ای دارید، با این 11 راه می توانید زندگی پر از نشاط، انرژی و شور و شوق داشته باشید.2- حرکت کنید.

     

    1- تنفس عمیق داشته باشید: اگر احساس تنبلی و کسالت می کنید، از کار خود دست بکشید و یک نفس عمیق بکشید.

     
    چشمان خود را ببندید و به آرامی هوا را از طریق بینی داخل بدن و از راه دهان از بدن خارج کنید.

     
    با تنفس عمیق، میزان اکسیژن خون زیاد می شود، فشار خون و تپش قلب کم می گردد، عضلات آرام می شوند و گرفتگی های عضلانی از بین می روند.

    با هر تنفس، شما اکسیژن و انرژی به سلول های بدن خود می دهید.

     

     
    2- حرکت کنید: برای بهتر کار کردن به جای نوشیدن چای و یا قهوه، 60 تا 90 ثانیه به خودتان استراحت دهید.

     
    بایستید و دستان خود را بالای سرتان بکشید، تنفس عمیق انجام دهید، دستان خود را در بالای سرتان به راست و چپ ببرید و یا راه بروید و یا از پله بالا و پایین بروید.

    تحرک بدنی باعث افزایش جریان خون می شود و در نتیجه اکسیژن بیشتری به عضلات و مغز شما می رسد. افزایش اکسیژن هم به معنای افزایش انرژی می باشد

     
    3- میان وعده پرانرژی مصرف کنید: اگر در اواسط روز و یا عصر احساس می کنید که انرژی شما تخلیه شده است، به علت کاهش میزان قند خون می باشد. میان وعده در این رابطه کمک کننده می باشد.

     
    انرژی بخش ترین میان وعده عبارت است از: مخلوط کربوهیدرات ها و پروتئین که سوخت و ساز بدنتان را فعال می کند.

    100 تا 200 کالری در میان وعده خوب است، به طور مثال یک عدد میوه به همراه یک مشت آجیل.

     

    4- آب بنوشید: آیا می دانید نوشیدن آب یکی از آسان ترین و ارزان ترین روش ها برای مقابله با خستگی می باشد؟

     
    اگر دچار کمبود آب به صورت خفیف شدید، رساندن اکسیژن به اندام ها آرام تر صورت می گیرد و باعث از بین رفتن انرژی می گردد.

    بسیاری از مردم از بی مزه بودن آب خوششان نمی آید، پس آب نمی نوشند. شما می توانید مقدار کمی آبمیوه یا کمی آب لیمو ترش به آب خود اضافه کنید تا راحت تر بنوشید.

     

     
    5- به بیرون نگاه کنید: استرس و خلق و خو و محیط زندگی اثر بزرگی بر میزان انرژی شما دارند.

    در تمام طول روز نشستن در محل کار باعث خستگی می شود، بهتر است چند دقیقه ای را به بیرون از محل کارتان نگاه کنید.

     
    تماشای مردم، پرندگان، درختان، آسمان، ابرها و غیره باعث می شود مغز ماده شیمیایی را آزاد کند که آن ماده که باعث بهبود خلق و خو و تقویت سیستم ایمنی می گردد و احساس خوبی به شما دست می دهد.

    پس 5 دقیقه به بیرون نگاه کنید و اثر آن را در کار خود ببینید.

     

     
    6- راه بروید: پیاده روی باعث کاهش گرفتگی ها و استرس ها و آرام کردن اعصاب می شود.

     
    قبل از خوردن صبحانه و یا در ساعت ناهار، کمی پیاده روی کنید.

     
    به پارک نزدیک محل تان و یا منطقه آرامی بروید و به آرامی پیاده روی کنید.

     
    با پیاده وری، شادابی و آرامش و طراوت را به خود هدیه می دهید.

    صاف و درست نشستن باعث باز شدن قفسه سینه می گردد و جریان اکسیژن به عضلات و مغز را افزایش می دهد و انرژی را به بدن می رساند

     
    7- به موهایتان برس بزنید: برس زدن به موها باعث تسکین گرفتگی ها می شود و آرامش اعصاب را بوجود می آورد.

     
    برس زدن موها باعث تحریک پوست سر شده و کمک به هوشیاری کرده و انرژی بخش می باشد.

     
    8- کربوهیدرات مصرف کنید: کربوهیدارت یکی از مهم ترین منابع سوخت بدن می باشد.

     
    کربوهیدارت های پیچیده مانند نان های سبوس‌دار، برنج قهوه ای، غلات فیبردار، لوبیا، میوه و سبزیجات، مواد مغذی بدن را تامین می کنند، انرژی را فراهم می کنند و کمک به ثبات میزان قند خون می کنند.

    9- بخندید: خندیدن باعث ارتقای روحیه و کاهش تنش می شود، سرعت گردش خون را بالا می برد، گرفتگی عضلات را از بین می برد، راحت تر نفس می کشید، اکسیژن زیادی به مغز می رساند و شادابی را به ارمغان می آورد.

    10- خوب بخوابید: اگر با تمام این کارها، میزان انرژی شما هنوز کم است، کیفیت خواب خود را بررسی کنید.

     
    تشکی که برآمده و یا فرورفته است و یا بالشی که ناراحت‌کننده است، کیفیت خواب را پایین می آورند و در روز بعد خسته هستید.

     
    11- درست بنشینید: اگر برای مدت طولانی نشسته اید، شکمتان را تو دهید. این کار باعث می شود درست بنشینید و عضلات شکمتان نیز کار می کند.

    صاف و درست نشستن باعث باز شدن قفسه سینه می گردد و جریان اکسیژن به عضلات و مغز را افزایش می دهد و انرژی را به بدن می رساند.

    نکته: تحقیقات نشان داده که نشستن صحیح می تواند اعتماد به نفس را نیز بالا ببرد.




    طبقه بندی: اجتماعی،  سلامت،  مطالب جالب،  مطالب آموزنده، 
    مرتبه
    تاریخ : چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392
    تداوم با نشاط یک زندگی زناشویی نیازمند گذشت و ایثار است، چرا که وقتی همسران ندانند چگونه گذشت كنند، ناراحتی ها انباشت می شوند و دست آخر به یک روابط سرد و ناراحت کننده منجر می شود.

    نقل از مهر، زندگی زناشویی اگر بر اساس محبت و صداقت بنا نهاده شود می تواند خوشبختی و آرامش را برای طرفین درپی داشته باشد. البته اصولی وجود دارد که که رعایت آنها می تواند روند کلی زندگی زناشویی را با موفقیت و شادکامی همراه کند.


    در زندگی زناشویی تمركز روی چیزهای مثبتی كه یك رابطه را خوب و زنده نگه می دارد، بسیار مهم است. محققان می گویند برای اینكه یك رابطه به كاركرد خود ادامه دهد، لازم است كه نسبت خاصی از خوبی در مقابل بدی وجود داشته باشد واین رقم حیرت آورپنجاه پنجاه نیست بلكه پنج به یك است.در مقابل هر تعامل منفی یا تنش زا باید پنج تعامل مثبت وجود داشته باشد.به برخی از این ابعاد مثبت اشاره می كنیم.


    دوستی


    خصلتی كه در صدر لیست زن وشوهرهای خوشبخت به چشم می خورد، دوستی است كه شامل سهیم شدن علایق و افكار است. هم فرمول از پیش تعیین شده ای در مورد اینكه همسران چه مدتی را باید با هم صرف فعالیت های مشترك كنند تا یك پیوند زناشویی به تاثیرگذاری خود ادامه دهد، وجود ندارد، اما به طور قطع، واضح است زن وشوهرهایی كه علایق مشتركی برای اینكه در مورد آن صحبت كنند دارند، مزیت ویژه ای درخوب نگه داشتن زندگی زناشویی خود دارند.


    وقتی زن و شوهر در چیزی غیر از خانه وبچه ها با هم مشترك نیستند، گفتگوهایشان خیلی سریع بر روی مشكلات متمركز می شود. پدر ومادر نه فقط به عنوان دستیار یكدیگر در تربیت بچه ها بلكه به عنوان یار ومونس همدیگر باید با هم خوش بگذرانند و از وجود یكدیگر لذت ببرند. پدر ومادرهایی كه علایق و سرگرمی های مشترك دارند، گفتگو های شاد ودلپذیری برای شنیدن بچه هایشان دارند. به خاطر اینكه این نوع رابطه زناشویی جذاب و با مزه است، احتمالا بچه ها باور"ازدواج یعنی دوستی"را به طرحواره شان وارد می كنند. وارد كردن دوستی وخوشی به زندگی زناشویی منبع تغذیه ای برای زن وشوهر فراهم می كند كه آنها را در لحظات دشوار سر پا نگه می دارد و حتی به آنها انگیزه بیشتر برای ادامه تلاش در جهت سرزنده نگه داشتن زندگی زناشویی مان می دهد.


    سپاسگزاری


    زوج های خوشبخت قادرند كه احساس خوشبختی همسران خود را با ابراز قدردانی مضاعف كنند. زنان شاغل می گویند كه وقتی شوهرانشان از آنها سپاسگزاری می كنند، آن وقت هر كاری "شدنی" است. تنها زمانی كه احساس می كنند كسی قدر آنها را نمی داند فشار كار از یك طرف و گرداندن خانه از طرف دیگر موجب آزردگی آنها می شود.


    بیشتر پدر ومادرها از اینكه می توانند از وجود یكدیگر در نگهداری بچه ها كمك بگیرند سپاسگزار هستند، اما تعداد كمی از آنها وقتی را برای گفتن این مسئله می گذارند. بچه هایی كه در اطراف والدین دلخور و دور از هم هستند می آموزند كه رویای"عشق جاوید" فریبی بیش نیست. عدم سپاسگزاری از سوی والدین در بچه ها احساسی از بی ارزشی و ناخوشایندی نسبت به ازدواج ایجاد می كند. بچه هایی كه والدینشان قادر هستند همكاری یكدیگر را تصدیق و برای آن ارزش قائل شوند، می بینند كه همسرانشان چقدر می توانند برای هم مهم باشند. حسن نیت و اساس مثبتی كه از طریق سپاسگزاری به وجود می آید به بچه ها اهمیت تشویق و تحسین را یاد می دهد وبیشتر احتمال دارد كه در دادن و دریافت آن در روابطشان با دیگران راحت باشند.


    خنده وشوخی


    توانایی با هم خندیدن نیز به عنوان یكی از مولفه های كلیدی یك زندگی زناشویی سعادتمندانه محسوب می شود. شوخ طبعی می تواند به زوجین كمك كند نگذارند مشكلات پایشان را از گلیمشان دراز تر كنند. البته این بدان معنا نیست كه باید از تمام مسائل و اختلافات با مسخره بازی گذشت. زمانی كه والدین می توانند با همدیگر بخندند و از شوخی برای پشت سر گذاشتن لحظات دشوار استفاده كنند بچه ها هم از تنشی كه در سایر خانواده ها منجر به ایجاد دلهره و نگرانی می شود جان سالم به در می برند.


    گذشت


    علیرغم وجود حسن نیت، زنان وشوهران اغلب یكدیگر را ناامید یا اذیت می كنند. زن وشوهرهایی كه قادرند با هم وقتی گفتگویی پیش می آید صحبت كنند و خشمشان را تخلیه كنند، از امتیازبی نظیری در زندگی شان برخوردارند. دانستن اینكه چگونه گذشت كنیم توانایی در اعتماد كردن به یكدیگر است و باور به اینكه خوبی احیا شدنی است.این امر تنها در صورتی روی می دهد كه طرفی كه آزرده شده بتواند آزردگی اش را با طرف مقابل مطرح كند كه او هم باید به تبع آن، مسئولیت ایجاد این ناراحتی را بر عهده بگیرد. توانایی همكاری كردن برای حل مسائل و باز گرداندن صمیمیت به رابطه به خوبی فرصت پیروزی در زندگی زناشویی را به ما می دهد.



    طبقه بندی: اجتماعی،  مطالب آموزنده، 
    (تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  
    نظر سنجی
    نظزتان درباره بنر جدید سایت چیست ؟




    امکانات سایت
    پیوند های روزانه
    تبادل بنر
    رهبری

    ریاست جمهوری

    رجانیوز

    دانشنامه قرانی